کـریمانــه

لحظاتی باشکوه پر از سادگی

کـریمانــه

لحظاتی باشکوه پر از سادگی

کـریمانــه

اینجا تکه هایی از لحظات زندگی باشکوهی را می خوانید که لطف "کریمانه" شامل حالش شده است ...

و سوره کوثر پیش از اینکه یک اجتماعی نویس باشد، یک "جهادی نویس" بوده و هست و خواهد بود ...

******************************
معتقدم هر بزرگواری که وارد "کریمانه" میشود، فقط بواسطه ی خدای حضرت زهرا س و خوش روزی بودن او است.

******************************
اینجا دیانت و سیاست به هم تنیده است. اما این، لزوما به این معنا نیست که پیرامون مباحث سیاسی کشور پست جداگانه گذاشته شود و به بحث و نظر پرداخته شود. چشم ها را باید شست!

******************************
هرگونه برداشت، کپی از مطالب، استفاده از قسمت یا تمام متن، تحت هر عنوان، حتی بدون ذکر منبع، نه تنها حلال و مجاز می باشد، بلکه بعنوان نویسنده ی حقیقی و حقوقی مطلب، نشر دهندگان نوشته ها رو در ثواب نگارش آن ها شریک میکنم.

******************************
تقریبا بالای 95 درصد از مطالب این وبلاگ ، تولیدی است و در هیچ جای فضای مجازی قابل جستجو نیست. این را نه از برای خودبزرگ بینی و غرور، که برای توجه و تعمق متفاوت و ویژه در پست ها نسبت به سایر نوشته های فضای مجازی، میگویم.

******************************
و حرف حساب: آیت الله فاضل ره فرمودند:
" 50 سال است دارم اسلام می‌خوانم. بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم. واجباتت را انجام بده. به‌جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس. کار مردم را راه بیانداز.اگر قیامت کسی ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود..."

یازهرا س.

مطالب پربحث‌تر
پیوندهای روزانه

۴۸ مطلب با موضوع «اجتماعی نوشت» ثبت شده است

مجموعه‌ای دینی که امتیاز مدارس خاص را نیز دارد، جهت پیشنهاد یک همکاری تابستانه آن هم در بخش گزینش دانش‌آموزان مدرسه‌اش تماس می‌گیرد. ابتدا از ضرورت رویکردشان در نحوه جذب خانواده‌ها و فرزندان "خاص" که قرار است یک سر و گردن بالاتر از دیگرانِ "عادی" باشند، حرف می‌زند و سپس از اینکه رزومه‌ام را کامل خوانده و لابلای دیگر افراد با سخت‌پسندی انتخاب کرده، سخن می‌راند. 

 

 ژست حق‌به‌جانب گوینده که حاکی از غلط خواندن سبک زندگی دیگران و دست‌وپا زدن آنان در فرهنگِ تمام‌باطلِ غربی دارد، برایم شگفت‌آور می‌نماید. تا جایی که طلبه جوان صریحا می‌گوید: "اینجا صرفاً محل رشد نخبگان برتر اسلامی و انقلابی است. نه کسی که انگیزه‌های هرز داشته باشد. متوجهید دیگر؟"

 

 در پاسخ، آرام می‌گویم: "چه کسی به ما اجازه می‌دهد اسلام و انقلاب را به شیوه دلخواه‌مان تفکیک و انسان‌ها را به خودی و غیر دسته‌بندی نماییم و در قبال این رفتار، مزایایی را به گروهی اهدا کنیم و از گروه دیگر سلب نماییم؟" قدمت مجموعه‌شان را یادآور می‌شود و سپس بهانه می‌آورد که از شما انتظار نداشتیم! 

 

بی‌تفاوت به سخنش ادامه می‌دهم: "من که خوشبختانه فرصت ندارم در چنین گزینش عجیبی با آرمان‌ پژمرده‌تان هم‌قدم باشم، اما برای آدم‌ها شخصیت قائل باشید و فارغ از دین سیاست‌زده که نگرش تقلیل‌گرایانه از دین را گسترش می‌دهد، از خداباوری دم بزنید. یک قال الصادقِ خوشگل تولید کنید که نوجوان‌تان بشنود و نور زندگی برگیرد. قرارمان این بود که {اگر مردم، خوبی‌های کلام ما اهل‌بیت را بدانند، بدون تردید، دنباله‌روِ ما خواهند گردید}. پس چرا معرفی ما و دین‌ورزی ما این ارادت را در تمام عرصه‌های زندگی مردم‌مان رقم نمی‌زند؟"

 

برخلاف آغاز گفتگو، تماس‌‌مان با یک خداحافظی بی‌روح پایان می‌یابد. کمی آن‌طرف‌تر صدای یک موسیقی رپ به گوشم می‌رسد. یکی از بچه‌های بااستعداد روستا است که لابد طبق معمول، گوشی مادرش را با کلی دعوا برداشته تا دوستش برایش چند آهنگ جدید بریزد. دارد با خود می‌خواند: "دکتر، جون دکتر؟ چرا هی‌ میری دور دور؟ انقد داغِ بدنت میزنه هی‌ بالا کنتور! دکتر، جون دکتر؟ بدو پیکمو پر کن، شمام همینجور که میرقصی بدنتو شل کن..."

 

* عشق‌نوشت: هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن/ بخند! گرچه تو با خنده هم غم‌انگیزی

  • ۴ نظر
  • ۰۷ مرداد ۹۹ ، ۲۲:۵۳
  • ۳۵۴ نمایش
  • سوره کوثر

چند روز قبل لابلای تحقیقاتم به حدیثی برخوردم. 

به نظرم ارزش داره یه جایی این حدیث رو ذخیره کنیم و در طول روز چندین و چند بار بخونیم. 

امیدوارم اگر مخاطب این حدیث شریف هستیم، خیلی بهمون بر بخوره! 

 

عبدالله بن حَوراء می‌گوید:

مردى به حضور پیامبر(ص) آمد و گفت: مؤمن زنا می‌کند؟

فرمود: «گاهى ممکن است».

پرسید: آیا مؤمن دست به دزدى می‌زند؟

فرمود: «گاهى ممکن است».

پرسید یا رسول الله! آیا مومن دروغ می‌گوید؟

 

فرمود: «خیر! خداوند می‌فرماید: تنها کسانى به دروغ متوسل می‌شوند که به خدا ایمان ندارند!»

 

(منبع: «قَالَ رَجُلٌ لَهُ(ص) الْمُؤْمِنُ یزْنِی قَالَ قَدْ یکُونُ ذَلِکَ قَالَ الْمُؤْمِنُ یسْرِقُ قَالَ قَدْ یکُونُ ذَلِکَ قَالَ یا رَسُولَ اللهِ الْمُؤْمِنُ یکْذِبُ قَالَ لَا قَالَ اللهُ تَعَالَى‏ إِنَّما یفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لا یؤْمِنُون‏»؛ قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله‏، الدعوات(سلوة الحزین)‏، ص 118، قم، مدرسه امام مهدى(عج)، چاپ اول، 1407ق؛ با اندکی تغییر در: طبرسى، على بن حسن‏، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص 174، نجف اشرف، المکتبة الحیدریة، چاپ دوم‏، 1385ق؛ ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى‏، مجموعة ورام، ج ‏1، ص 114، قم، مکتبه فقیه‏، چاپ اول‏، 1410ق.)

 

ببخشید ولی رفتار امروز ما نسبت به دروغ و غیبت بدتر و شدیدتره یا زنا و دزدی؟ 

مثلاً الآن روح رومینا در آرامش به سر می‌بره یا جان پدرش؟ 

 

--------------------------------------

* عشق نوشت: برق چشمان تو از دور مرا می‌گیرد / من اگر دست به زلفت بزنم می‌میرم!

 

** ممنون از همه عزیزانی که احوال سوره کوثر پرسیدند.

  • ۶ نظر
  • ۱۱ خرداد ۹۹ ، ۱۷:۰۳
  • ۳۹۸ نمایش
  • سوره کوثر

شیخ طوسی مشهور به شیخ الطائفه (به معنای بزرگ قوم شیعیان) از فقهای بی‌نظیر و درجه یک تاریخ شیعه است که از کتاب‌های چهارگانه اصلی شیعه دو کتاب به ایشون اختصاص داره. افتخار شاگردی شیخ مفید رو داراست و به دست خلیفه عباسی وقت، کرسی تدریس کلام بغداد به ایشون سپرده میشه. شیخ طوسی بعد از وفات سید مرتضی، رهبری و مرجعیت شیعیان رو هم به عهده میگیره.

 

ایشون جایی در بحث جواز عمل به خبر واحد می‌فرماید که: «حتی یک باب فقهی نداریم که در آن میان فقهای شیعه، برداشت و فتوای یکسان و یکدست وجود داشته باشد. من بیش از پنج هزار حدیث که مربوط به احکام فقهی است در دو کتابم جمع کردم. گوناگونی و اختلاف در عمل به این احادیث میان فقهای شیعه به قدری است که از اختلاف میان شافعی و ابوحنیفه و مالکی (ائمه مذاهب اهل تسنن) نیز افزون است!» (1)

 

یعنی اختلاف بین فقیهان شیعه، نه در حد لالیگا و لیگ برتر، بلکه در حد چمپیونز لیگ (لیگ قهرمانان) و جام باشگاه‌های جهان! :) اینجا برخی از فقهای متعصب شیعه وارد نقد و حتی خرده‌گیری به مرحوم شیخ طوسی شدند و زبان به اعتراض گشودند که این چی بود گفتی و چه عبارت بدی آوردی و اینا. اما این دست واکنش‌ها همونقدر غیر قابل اعتنا به نظر می‌رسه که شادی غیر علمی برخی علمای اهل سنت برای ماهی گرفتن از این آب مثلا گِل‌آلود! 

 

سپس خود شیخ در ادامه، جمله‌ای می‌فرماید که بس، عجیب و خواندنی است: «با وجود این حجم تفاوت و اختلاف زیاد در آراء، هیچ یک از فقهای شیعه، همنشینی، معاشرت و پیوستگی خود با دوستان و رفیقان را قطع ننموده و هرگز کسی دیگری را به فسق و ضلالت و بیزاری جویی از مخالف متهم نگردانیده است.» 

 

یعنی با وجود اختلاف نظر وسیع و تفاوت در فهم احکامی که داشتند، هیچ‌وقت از دایره ولایت دینی و برادری نسبت هم خارج نشدند، به همدیگه برچسب نزدند، باعث کدورت و دلسردی نشدند، به اسم مقدسات دینی و برداشت‌های حدیثی با هم قطع ارتباط نکردند، بین محیط زندگی و محیط باورهاشون فاصله گذاشتند، اعتقادات شون رو مانع و مقدم همزیستی و دوستی با دیگران قرار ندادند، رفتارهای سختگیرانه و خودبرترپندارانه با مردم نکردند و به واسطه نزدیکی که با فضای آیات و روایات داشتند، دیگران رو متهم به دین ناقص و کج‌فهمی در دین و هزار مسئله دیگه نکردند. 

 

ما ـ تشکیل‌دهندگان جامعه اسلامی و مدعیان دین کامل ـ چه نسبتی با دکترین متعالی فقهای شیعه داریم؟ چرا قضاوت‌های ما چنین رنگ و بوهایی نداره؟  چرا وقتی خودمون رو با این معیار می‌سنجیم، شباهت خاصی پیدا نمی‌کنیم؟ چندبار تا حالا با قایم شدن پشت مقدساتی مثل حلال و حروم، نجس و پاک، محرم و نامحرم، واجب و مستحب، فهم خودمون از دین رو توی سر بقیه زدیم و به دلخوری و کدورت و قطع ارتباطمون، لباس شرعی پوشوندیم؟!

 

+ آقای جوادی آملی: شیخ طوسی می‌فرماید شما فتاوای شافعی مالک و أبوحنیفه، اختلاف این سه مذهب را جمع‌آوری بکنی به تنهایی به اندازه اختلاف علمای شیعه نمی‌شود، اینطور اختلاف دارند! اما خدا فرمود: مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند! (توبه/71) این یک ولایت مشترک است. فرمود این ولایت را با همه اختلافات علمی که دارند، قطع نکردند؛ وقتی از مجلس و مدرس بیرون رفتند، برادرند؛ معلوم می‌شود این علم، علم آخرت است، خیلی حرف است! اختلاف علمی دارند، اما همه پشت سر یکدیگر نماز می‌خوانند؛ معلوم می‌شود آخرت است. آن علمی که وقتی انسان از مجلس درس بیرون رفت این اختلاف را به همراه خودش می‌برد دنیاست؛ آن اختلاف نظر است، اختلاف علمی است، چکار به مسائل ولایت مشترک به یکدیگر دارد؟! فرمود: مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند. اخبار، مختلف است، فتاوا مختلف است، فهم‌ها مختلف است، اما هیچ کسی کاری به دیگری ندارد. این می‌شود شیخ طوسی! او می‌تواند هزار سال بماند که آن روز به عرضتان رسید یک روزی همین سنّی‌ها جمع شدند در بغداد کتابخانه‌اش را آتش زدند، یک روز بعد از هزار سال در همین کنار مضجع ملکوتی امام رضا(سلام الله علیه) برای شیخ، هزاره گرفتند و بعضی از علمای سنّی از بغداد آمدند، همان‌ها که اجدادشان کتابخانه شیخ را آتش زدند؛ گفتند نگویید «شیخ الطائفة» که به شما شیعه‌ها اختصاص داشته باشد، بگویید «شیخ الإسلام» که ما هم در این فخر شریک باشیم. (2)

 

1) العدة فی اصول الفقه، ابوجعفر حسن الطوسی، تحقیق محمدرضا انصاری قمی، جلد یک، ص۱۳۹.

2) مباحث فقه ـ نکاح ـ جلسه 345 (1397/02/09)

 

--------------------------------------------------

عشق نوشت: چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟/ بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است/ به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

 

خدایا دلی آفتابی بده/ که از باغ گل‌ها حمایت کنیم

رعایت کن آن عاشقی را که گفت/ بیا عاشقی را رعایت کنیم!

  • ۲ نظر
  • ۳۰ آذر ۹۸ ، ۱۱:۰۵
  • ۳۹۰ نمایش
  • سوره کوثر

ماه «کریم» من

۲۹
ارديبهشت

هیچکس از پشت پرده کریمانه و حال سوره کوثر خبر ندارد.

گاهی لابلای همین محبت‌های خالص و بنده نوازی‌های دوستان همسنگرانه، چنان به تیغ کینه و جهل نواخته می‌شوم که همچون صاعقه‌ای از آسمان ذهن عبور می‌کند توهم رفتن و برنگشتن.

اما امروز به بعد، هرگز.

لذت عجیب صبر بر مصائب را به برکت ماه "کریم" رمضان چشیده ام.

شیرینی مقلب القلوبی اش را هم.

حقیقت وعده هایش را هم.



---------------------------------------

* عشق نوشت: روزی ِ آب و سفره‌ی نان منی "حسن‌ع" / ماه مبارک رمضان منی "حسن‌ع" ...

  • ۳ نظر
  • ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۴۴
  • ۵۵۹ نمایش
  • سوره کوثر

رویای کپک زده!

۲۲
ارديبهشت

ماه شعبان است و انگار، هیچ‌کس اینجا حتی نمی‌داند شعبان را با کدام "ش" می‌نویسند!

نه نوای مناجاتی می‌شنوی و نه نغمه‌ای که حال و هوایت را خوب کند.

حتی مداحی نیست که گوشه‌ای بخواند تا جمعی حلقه بزند و چشم دلی اشک بریزد.

یک کرسی بی‌مشتری هم گذاشته اند برای پاسخ به سوالات شرعی که روحانیت معززش، مگس می‌پراکند!


از کنار تورفتگی های متراکم دیواره‌های ورودی که می‌گذری، یک مرد با یک زن در حال نزاع اند.

می‌خواهی جدایشان کنی، اما متوجه می‌شوی هردو موادفروش اند و بر سر تملیک مشتری، به جان یکدیگر پریده اند!


پارکینگ را به قدری دور درآورده‌اند که حداقل نیم ساعتی از وقتت را باید در پیمودن مسیر برنامه‌ریزی کنی.

وقتی هم که می‌خواهی بعد از تنها یک‌ساعت‌ و سی دقیقه، پارکینگ را ترک کنی، طرف می‌گوید: قابل ندارد. هفت هزار و پانصد تومان لطفا.


مسافری از کشور همسایه که انگار لیدر تور است. محو محیط مجلل و پر از ریخت و پاش شده است. 

به خنده رو می‌کند به دوستش:

"برای انقلاب کردن، کافیست پولدارترین باشی. آن وقت تمام مردم را می‌شود برای آرمان خود خرید و قیام کرد. همان کاری که خمینی ِ متمول و ثروت‌مدار کرده است."


دلم از این همه خمینی بی‌عرضه که رویای کپک‌زده ای است برای متصدیان حرم، گرفته است.

دلتنگ دوران کودکی‌ام که برایمان از امام و برخوردهای ابرقدرتمندانه اش با گورپاچف‌ها و شوارنادزه‌ها گفته بودند.

تا اطلاع ثانوی از انقلاب پابرهنه‌ها حرفی نزنید!

چگونه قرار است محرومین راه خمینی لابلای هزینه‌تراشی این کاخ مجلل با چندین صحن و شبستان و مراسم پرشکوه عمامه‌گذاری وابستگان(!) به چشم امید بیایند؟



--------------------------------------

* عشق نوشت: تو ماه بودی و بوسیدنت نمی‌دانی / چه ساده داشت مرا هم بلندقد می‌کرد!

  • ۳ نظر
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۳۳
  • ۵۴۴ نمایش
  • سوره کوثر

نفوذ، جدی است!

۰۴
ارديبهشت
نمیدانم در کدام قطعه از سرزمین نازنین مان هستید.
اما شما را دعوت می‌کنم به یک گردش چند ساعته در خیابان‌، پارک، بازار، دانشگاه، تفریحگاه، پاساژ، سینما و دیگر اماکن پر تردد شهرتان. 

تا چشم کار می‌کند، دختران و زنانی هستند که راحت و بی‌تعارف همه چیزشان را به حراج گذاشته‌اند و یک مشت مردنما نیز چشمان خود را وقف تماشای این حراج‌کده غیرت و ناموس نموده‌اند. 

چیزی هم که هرگز نمی‌بینی، حضور پلیس است!


آن‌وقت کانال‌های تلگرام و گپ‌های خودمانی فامیلی را روضه خوانی برای اوج مظلومیت دختران بدحجاب و برخورد وحشیانه نیروهای امنیتی ایران با عوامل فساد اجتماعی، برداشته است.

آری! لیبرال‌ها در قدرت اند و لذتی از این بالاتر نیست که گلشیفته هایی بیشتر و بیشتر برای دیده شدن در جهان داشته باشند!

اما این دیگر، نه به رسوایی و گندکاری دولت بنفش کاری دارد و نه به - مثلا - عواقب شعار چهل ساله مرگ بر امریکای مسلمانان!
فقط و فقط شعور فردی است که می‌تواند با طعم بصیرت، گستره تفاوت‌های ناجوانمردانه میان مجاز و حقیقت را دریابد.

کور باد چشمانی که هنوز هم، اجرای تمام عیار پروژه نفوذ را در خاک سرخ این کشور مظلوم نمی‌بینند. 

-----------------------------------
عشق نوشت: فرقی میان طعنه و تعریف خلق نیست / چون رود بگذر از همه‌ی سنگ‌ریزه‌ها
  • ۶ نظر
  • ۰۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۲۲
  • ۶۵۰ نمایش
  • سوره کوثر

... تا اسلام (2)

۲۷
فروردين

اصبغ بن نباته از یاران راستین و استوارگام امیرالمومنین علی علیه السلام نقل می‌کند که ایشان فرمود:

"ای مردم! با این لباسی که بر دوش دارم و این مرکبی که بر او سوار هستم، داخل شهر شما شدم. پس اگر من از شهرتان خارج شدم و به غیر از همین چیزها، چیز دیگری داشتم، بدانید من به شما خیانت کرده ام." (مناقب این شهرآشوب، جلد2، ص98)



در روزگاری که هنوز مردانی هستند که از اقلیات بهداشتی محروم اند و زنانی هستند که در پناهگاهی ناامن استحمام می‌کنند و کودکانی هستند که بخاطر پنج هزار تومان، جشن روز دانش‌آموز مدرسه را از دست می‌دهند و نوجوانانی هستند که بخاطر 100 هزار تومان، ترک تحصیل می‌کنند و جوانانی هستند که بخاطر یک میلیون تومان، از زندگی جدید وا مانده و رو به اعتیاد و آلودگی به گناه می‌آورند، چگونه از شرم و آزرم نمی‌میرد آن کس که در فیش حقوقی اش، حق اوقات فراغت میلیونی وجود دارد؟ 

این‌ها نمی‌لرزاند آیا تن نجس مافیای ارز و دلار را که به قیمت بدبخت شدن دیگران، جیب خود را خون‌آلود به حقوق مذبوح خلق می‌کنند؟

امروز مجری رو می‌کند به وزیر جمهوری اسلامی و می‌گوید: "واقعا شما چطور با حقوق 9 میلیون تومانی روزگار می‌گذرانید؟ اصلا کفاف می‌دهد؟" منظورش این است که احیانا کم نیست این درآمد بسیار زیاد شما؟! و شخص وزیر خیلی خوشحال می‌گوید: "بالاخره می‌گذرانیم."

راستی از آن دختر مظلوم وزیر که 200 میلیون تومان جنس قاچاق از ایتالیا وارد کرده بود، چه خبر؟ 

ملت ایران آیا یادتان می‌آید چقدر فریب خوردید تا بخورند بیشتر و بیشتر از سادگی شما و یک آب هم روی آن؟!  

وقت آن نرسیده که خائنین را از فیلتر انقلابی جدید به مدیریت مستضعفان خلقت عبور دهیم؟

------------------------------------

عشق نوشت: دریا اگر سر می زند بر سنگ٬ حق دارد / تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است ...

  • ۳ نظر
  • ۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۱۰
  • ۴۸۳ نمایش
  • سوره کوثر

... تا اسلام (1)

۲۰
فروردين

در زمان خلافت و زمامداری امام على (ع) در کوفه، زره آن حضرت گم شد. پس از چندى نزد مردی مسیحى (یا یهودی) پیدا شد. علی (ع) به او فرمود: این زره برای من است، ولی آن مرد انکار کرد و گفت: زره در دست من است، شما که ادعا می‌کنید باید دلیل بیاورید.

امام على (ع)  او را به محضر قاضى برد و اقامه دعوى کرد که این زره از آن من است، نه آن را فروخته ام و نه به کسى بخشیده ام و اکنون آن را در نزد این مرد یافته ام . شریح، قاضى دادگاه، به آن مرد گفت: خلیفه ادعاى خود را اظهار کرد، تو چه مى گویى؟ او گفت : این زره مال خود من است و در عین حال، گفته مقام خلافت (امیر المؤمنین) را تکذیب نمى کنم [ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد].

قاضى رو به امام(ع) کرده و عرضه داشت: شما مدّعى هستید و این شخص منکر است، به همین جهت، ارائه شاهد بر عهده شماست.

على(ع) خندید و فرمود: قاضى راست مى گوید، اکنون باید شاهد آورم، ولى من شاهدی ندارم.

قاضى روى این اصل که مدّعى شاهد ندارد، به نفع مسیحى (یا یهودی) حکم کرد و او هم زره را برداشت و روانه شد .
ولى مرد مسیحى که خود بهتر مى دانست زره برای چه کسى است، پس از آنکه چند قدم برداشت، برگشت و گفت: این طرز حکومت و رفتار از نوع رفتارهاى بشر عادى نیست، از نوع حکومت انبیاست سپس اسلام آورد و اقرار کرد که زره برای على (ع) است. آنگاه حضرت علی (ع) از اسلام آوردن او خوشحال شد و زره را به او هدیه داد. طولى نکشید که او با شوق و ایمان در زیر پرچم على (ع) و به همراه او با خوارج در جنگ نهروان جنگید. (بحارالانوار، ج34، ص 316)


امیرالمومنین، خود قاضی‌ترین مرد دادگاه زمان‌هاست. اما برای اینکه به تاریخ، بفهماند عدالت علوی چیست و چگونه باید مردم را در خدمت آرمان انقلاب درآورد، خود را در محضر دادگاه می‌آورد! برای او مهم است که حقیقتاً حقوق اقلیت را در برابر مردم احیا کند وگرنه برای کسی چون او، بازپس گرفتن یک زره، دردسری ندارد! برای او مهم است که حکومت علوی در آینده بداند که اول باید از خود شروع کند و با وا رسی خود و شفاف سازی وضعیت خود در دادگاه، مردم را پای انقلاب و اسلام ناب، ماندگار سازد.


از حد اعلای حکومت اسلامی کشور که شروع کنیم، پرونده رهبری نظام، به اذعان دوست و دشمن، آشنا و بیگانه، چپی و راستی و خداپرست و لائیک، پاک پاک است. اما پایین‌تر که می‌آییم، خیلی از مسئولین درجه یک و دو هستند که باید پایشان به دادگاه باز شود تا پاسخگوی خیلی چیزها باشند. 

روحیه انقلابی‌گری مردم در همین تبعیض‌ها و ناعدالتی‌هاست که می‌خشکد. امروز بزرگترین اختلاس‌ها و دزدی‌ها در راس مسئولین حکومت رخ می‌دهد اما مجرم و مقصر، کسی است که این ظلم‌ها را فریاد کند، رسانه‌ای است که نگران آبروی ریخته اسلام و انقلاب شود و مردم بدون رانتی است که بخواهند بالای چشم این افراد را ابرو خطاب کنند!


------------------------------------------

عشق نوشت: جدا کردند آدم‌ها مرا از تو، تو را از من / تو دریایی و من، ساحل، نخواهی شد جدا از من ...

  • ۴ نظر
  • ۲۰ فروردين ۹۷ ، ۲۱:۲۰
  • ۵۱۴ نمایش
  • سوره کوثر

شش ماهه

۱۳
فروردين

نگاهش وقتی نرم می‌شود و آهسته پلک برمی‌دارد، ندای محبت است که سرازیر می‌شود.

با حنجره ظریف لنزهایش، سکانس اجرای سرود عشقش را به زمزمه می‌گیرد. 


اجزاء این همخوانی را که برمی‌شماری، قاب شش ماهگی یک لبخند ممتد، بسته می‌شود.

آنقدر ذره‌های این پلک، دخترانه است که آرزوی دخترشدن را از نسل پسران، پاک کرده است!



می‌گردد و می‌نگرد تا درونت را زیر و رو کند و از حقارت غم‌هایی که برایت کوه شده، متحیرت کند. 

آنقدر شوق بریزد به گهواره‌ نگاه هایت که پای همین آبشار، شکوفه سبز زندگی جوانه امید بزند.


خالق این چشم‌ها، برایش رسالتی سنگین نوشته تا به کمان غصه‌ها، سعادتی رنگین ببخشد.

طعم آخرین بی‌مهری تلخ روزگار را مقابل این چشم‌ها بگذار و شیرین‌عسل طبیعی برداشت کن!


لبخند نگاه تو، بدجور به این غمکده‌های جاری از ملال و سختی راه پر نشیب، می‌تابد.

به قول مشیری، کاش می‌گفتی چیست، آنچه از چشم تو تا عمق نگاهم جاریست ...


---------------------------------------

* عشق نوشت: من غزل می‌گویم اما چشم تو شاعرتر است! / شعرهایش از من و امثال من فاخرتر است

من به امید نگاهت، شعر می‌گویم ولی / چشم تو در غمزه هایش، اندکی ماهرتر است ... 

  • ۳ نظر
  • ۱۳ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۳۷
  • ۵۳۵ نمایش
  • سوره کوثر

به مناسبت روزهای انقلاب، یک طرح جدید و جمع و جور بدون تشریفات مرسوم، در سطح شهر تدارک دیده ایم که برای افتتاحیه روز اول این حرکت کاربردی و جاذب نسل سوم و چهارم، نیاز به دعوت از یک سخنران محبوب و شناخته شده داشتیم.

اما هرگز فکر نمی‌کردیم خستگی چند ماه تمرکز فکری و اجرایی روی طرح با مسئله‌ی دعوت از سخنران مشهور به جان همه مان بماند. آنقدر که همه به اشکال و انواع مختلف، ما را پس زدند.

یعنی از خود آقای پناهیان بگیر تااااااا امثال اساتید ماندگاری و میرباقری و رفیعی و مومنی و عالی و فرحزاد و رنجبر و ... . همه معذور بودند! 

"حاج‌آقا نمیتونن تشریف بیارن". این، جواب محترمانه منشی برخی از همین بزرگواران هست. حال، دیگر اینکه چرا؟ و مگر عیب برنامه‌ی ما چیست و اصلا خب اگر شما نباشید، چه کسی می‌آید جوانان را به برپایی چنین محافلی دلگرم کند و آیا شما چهره‌ی مشهور شدید که ناز و عشوه تقدیم نسل تشنه و منتظر کنید و اصلا آیا می‌دانید با این بی‌توجهی‌ها و کم‌محلی‌ها چه کشتارگاهی برای دغدغه‌ها و انگیزه‌ها‌ی نسل جدید به راه می‌اندازید؟ و خیلی از این دست سوالات، مواردی است که در گلوی همه‌مان می‌ماند.

جالب اینجاست که می‌شنوی همین روزها یکی از همین بزرگواران در منزلی کوچک و با جمعی اندک، به ایراد سخنرانی پرداخته ولی برنامه‌ی نو و انقلابی ما را با آن دوز تاثیرگذاری در مسجد بزرگ شهرک نادیده گرفته و نپذیرفته است. یعنی اینکه می‌گویند "روابط" جایگزین ضوابط می‌شوند، حتی در اینجا و این محیط هم کاملا صحیح و مشهود است! به صرف اینکه بانی جلسه، فلانی است، قبول می‌کنید و می‌روید و بال‌بال زدن عده‌ای را که شاید اسم ندارند و رسم‌شان محل توجه و حمایت است، نادیده می‌گیرید؟

جالب‌تر اینکه وقتی برای فرار از شیطنت‌های مسئول برنامه‌های این عزیزان که بعضاً دلسوزانه مطلب را به چهره‌ی مشهور منتقل نمی‌کنند، این بار در مراسمی، خود این بزرگوار را پیدا می‌کنی و طرح موضوع و دغدغه می‌کنی، با ارجاع دوباره به همان آقای مسئول برنامه‌ها و بهانه کردن جلسه‌ای که پیش رو دارند، از محل حادثه فرار می‌کنند! 

می‌دانی؟ احساس می‌کنم نوعی بیخودپنداری نسبت به قاطبه‌ی نسل ما در بزرگان - بجز رهبرم - وجود دارد که عموما جوانان را دست‌وپاگیر و خطاکار و دور از انقلابی‌گری عقلانی می‌پندارند. وگرنه چه ظلم‌ها که در حق حرکت‌ها و نگاه‌های نوین دین‌مدارانه و انقلابی که نمی‌شود.

درد این پست، سالیان سال است که با من بوده و هست؛ یادم می‌آید بلوچستان هم که بودیم، وقتی به چند سخنران و مداح مشهور برای یک همایش یادواره شهدا تماس می‌گرفتیم و همگی به طرز قاطعانه‌ای "نه" می‌آوردند، همین زخم را به میهمانی سایر گل‌زخم‌های جهادی مان می‌افزودیم. 

آن موقع چنین توجیه می‌کردیم که لابد جان‌شان عزیزتر از امثال ماست که جان‌برکف، به بیابان محرومیت‌های انقلاب زده‌ایم. اما حالا چه؟ قلب پایتخت که دیگر مسئله‌ی امنیتی ندارد! 

-----------------------------------------

* عشق‌نوشت: هر کسی در دل من جای خودش را دارد / جانشین تو در این سینه خداوند نشد 

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها / عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد!

  • ۹ نظر
  • ۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۰
  • ۶۱۴ نمایش
  • سوره کوثر